خردادماه سال 1389: كوهپيمايي در البرز شرقی (سمنان تا بهشهر)



وقت گذاشتن برای ورزش یک مجاهدت است.




نوشته شده توسط ”داود سالم“

زمستان سال 1388 از شرکت قطارهای مسافری رجاء جدا شده و تسویه حساب نمودم و از همان بهمن ماه 88 شروع به همکاری با شرکت پویا فن آوران کوثر نمودم.

در شرکت بحث در مورد مسیرهای کوهنوردی بود که با توجه به پیشنهاد یکی از بچه های شرکت، مسیر شهمیرزاد تا بهشهر را برنامه ریزی کردیم. طبق سنوات اخیر، گزارشات وبلاگ ها و نقشه های گوگل مپ و گوگل ارث را نگاه کردیم و برنامه ای به شرح زیر ریختیم:



چهارشنبه 5 خرداد
    حرکت با قطار تهران - نیشابور ساعت 12:10 و انتقال از سمنان به روستای اُروست (53.48.57، 36.20.53) با مینی بوس (مدت 7 ساعت)
    سفر ساعت 11:30 با حضور در راه آهن تهران آغاز می شود و پس از رسیدن به سمنان مینی بوس در ایستگاه قطار آماده است تا گروه را به روستای اُروست برساند. گروه غروب وارد روستا شده و شب در آنجا اقامت خواهند کرد و صبح پس از صرف صبحانه حرکت شروع می شود.

پنجشنبه 6 خرداد
    پیاده روی از اُروست به سمت رودخانه شیخ علی تنگه (53.49.02، 36.23.13) و صرف ناهار در همان جا (مدت 4 ساعت)
صعود و فرود نیمه سنگین - شمال روستای اُروست جاده ای است که به معدن (53.48.59، 36.20.40) منتهی می شود. سپس حدود 300 متر جلوتر (53.48.57، 36.20.53) باید از طریق یکی از راه های مالرو (سه راه) صعود آغاز شود. بهتر است از مسیر وسط صعود کرد.  400 متر بالاتر در سمت راست زمین نسبتاً مسطح و عریانی وجود دارد که در آن 2 تک درختچه مشاهده می شود (53.48.49، 36.21.11) بعد از عبور از این قسمت، شیار به یک دو راهی منتهی می شود (53.48.44، 36.21.29) که شیار سمت چپ به خط الرأس (53.48.33، 36.21.48) منتهی می شود. از این نقطه جنگل مشاهده می شود و کمی دست راست از نقطه (53.49.16، 36.22.07)  مسیر به رودخانه شیخ علی تنگه (53.49.02، 36.23.13) منتهی می شود.
پیاده روی از رودخانه شیخ علی تنگه به سمت روستای چناربن (53.44.37، 36.25.27) و اقامت شبانه در دوراهی بعد از چناربن (مدت 3 ساعت)
فرود نیمه سنگین - حرکت در سراسر این مسیر رو به پایین و از میان شیار خواهد بود. در نقطه (53.47.59، 36.23.25) جنگل کمی تنک شده و احتمالاً مالرویی رو به بالا مشاهده خواهد شد که باید کاهش ارتفاع داد تا نقطه (53.46.15، 36.24.03). در این نقطه مجدداً مسیر در شیار ادامه پیدا می کند و به روستای چناربن (53.44.37، 36.25.27) منتهی می شود. پس از عبور از روستای چناربن یک دو راهی (53.44.05، 36.26.25) قرار دارد که بعد از عبور از پل مشاهده می شود. این نقطه برای اقامت شبانه توصیه می شود. هر چند می توان در مسجد روستا هم اقامت کرد. بعد از این دو راهی مسیر سمت چپ به طرف روستای ولادیمه می رود.

جمعه 7 خرداد
    ادامه پیاده روی به سمت دو راهی ولادیمه (53.47.34، 36.28.43) و صرف صبحانه (مدت 2 ساعت)
   پیاده روی سبک - بعد از دور شدن از دوراهی چناربن ابتدا دوراهی سید خیل (53.43.02، 36.26.42) در سمت چپ قرار دارد  سپس چند راه فرعی نیز در سمت راست مشاهده می شود و پس از آن دو راهی روستای ولادیمه که در نقطه (53.47.34، 36.28.43) است و در این نقطه کمی باید ارتفاع گرفت.
پیاده روی از ولادیمه به سمت دو راهی روستای محسن آباد (53.40.17، 36.32.03) و صرف ناهار (مدت 3 ساعت)
    پیاده روی سبک - این مسیر از کنار روستای سوت خیل (53.40.37، 36.29.26) و دوراهی روستای آب چین (53.40.07، 36.30.13) می گذرد. بعد از آن در دوراهی زیارت کلا (53.39.55، 36.30.19) باید مسیر سمت راست را ادامه داد و در دوراهی ارزک (53.40.12، 36.31.06) و دوراهی بعدی (53.40.23، 36.31.45) نیز مسیر سمت راست ادامه می یابد.  و به دوراهی محسن آباد (53.40.17، 36.32.03) می رسد. در اینجا ممکن است برای صرف ناهار ناچار شد از سمت راست وارد این روستا شد. البته کمی پایین تر رودخانه ای به چشم می خورد.
پیاده روی از محسن آباد به سمت روستای رودبار (53.37.44، 36.35.19) و اقامت شبانه در اطراف رودبار (مدت 4 ساعت)
    پیاده روی سبک - در دوراهی محسن آباد باید مسیر سمت چپ را ادامه داد و در این مسیر مجدداً در نقطه (52.39.55، 36.32.36) جنگل شروع می شود. بعد از عبور از منطقه جنگلی دوراهی غریب محله (53.40.12، 36.34.07) قرار دارد که باید به سمت چپ پیچید. با عبور از میان روستای چالک ده (53.39.24، 36.34.28) باید مسیر را مستقیم و به سمت روستای رودبار ادامه داد و با عبور از رودخانه به روستای رودبار (53.37.44، 36.35.19) رسید.

شنبه 8 خرداد
    پیاده روی تا اول جنگل (53.37.42، 36.36.04) و صرف صبحانه (مدت 2 ساعت)
    صعود نیمه سنگین - در این قسمت مجدداً صعود آغاز می شود و پس از صرف صبحانه در ابتدای جنگل (53.37.42، 36.36.04) مسیر ادامه می یابد.
پیاده روی تا دو راهی عباس آباد (53.36.54، 36.39.26) و صرف ناهار (مدت 4 ساعت)
    صعود و فرود نیمه سنگین - در این مرحله می توان از نقطه (53.38.05، 36.36.25) رو به پایین، میانبر زد در غیراین صورت در نقطه (53.39.20، 36.37.19) ضمن فرود، یک دو راهی دیده می شود که باید به سمت چپ ادامه مسیر داد. در نقطه (53.38.00، 36.38.04) نیز دوراهی دیگری هست و سمت راست آن ممکن است کلبه ای باشد که باید مسیر مستقیم را ادامه داد. کمی جلوتر احتمالاً دریا قابل مشاهده است و از این به بعد مسیر به صورت زیگزاگی و رو به پایین ادامه می یابد. این زیگزاگ ها را رو به پایین می توان میانبر زد اما در نزدیکی دوراهی عباس آباد و در سمت راست راهی فرعی هویداست (53.37.00، 36.39.28) که نباید از آن رو به پایین رفت بلکه باید مسیر مستقیم را که کمی جلوتر به دو راهی عباس آباد (53.36.54، 36.39.26) منتهی می شود، ادامه داد و راه سمت چپ را انتخاب کرد.
پیاده روی تا دریاچه سد عباس آباد (53.35.44، 36.39.44) و صرف شام در اردوگاه (مدت 4 ساعت)
صعود، پیاده روی و فرود سبک - در دوراهی عباس آباد باید مسیر سمت چپ را رو به بالا و سپس رو به شرق ادامه داد تا به دریاچه رسید. این مسیر از انبوه درختان پوشیده است و امکان سردرگمی در آن وجود دارد، لذا باید مسیری نسبتاً زیگزاگی را رو به شرق ادامه داد تا نقطه (53.35.40، 36.39.08)، و از این نقطه مسیر رو به شمال پیچ می خورد و حدود دو کیلومتر پایین تر دریاچه هویدا می شود.

یکشنبه 9 خرداد
    استراحت در اردوگاه و گردش در محدوده و انتقال با مینی بوس به ساری و حرکت با قطار ساری - تهران ساعت 20:25 (مدت 7 ساعت)
    از صبح تا غروب وقت آزاد است و می توان بر حسب شرایط، برنامه تفریحی داشت. عصر اعضای گروه از اردوگاه جنگلی عباس آباد با مینی بوس به ساری منتقل و از آنجا با قطار عازم تهران می شوند و بامداد دوشنبه وارد تهران می شوند.

 

 

گزارش برنامه

به سازمان جغرافیایی ارتش (واقع در خیابابان شریعتی خیابان معلم) هم رفتم تا نقشه مسیر را بخرم ولی خیلی برام دلچسب نبود و هیچ اسم منطقه آشنایی به چشمم نخورد و منصرف شدم.
به علت قدم زدن زیاد بر روی مسیر از تصاویر Google Map و Google Earth و اطمینان آقا مهدی امن زاده از حفظ مسیر، قید جی پی اس و نقشه را هم زدیم. فقط در روزهای آخر قبل از حرکت، یک نقشه کلی و بسیار ریزی از کل مسیر در یک برگه A3 پرینت رنگی گرفتم و همین تکه کاغذ کلی به دردمان خورد.

با شایعه پراکنی های امسال برای جذب نفرات بیشتر بالاخره 9 نفر شدیم به ترتیب سن به شرح:
1    فرهاد میرزاقلی (فوق دیپلم - معلم فنی حرفه ای)
2    مهدی امن زاده (لیسانس علوم اجتماعی - مشاور دبیرستان انرژی اتمی): راهنما و فیلمبردار
3    داود سالم (لیسانس صنایع - شاغل در شرکت پویا فن آوران کوثر): برنامه ریز
4    محمد امین کاویانی (لیسانس مکاترونیک - شاغل در شرکت پویا فن آوران کوثر): عکاس
5    سعید سالم (لیسانس و فوق لیسانس مکانیک – پیگیر دکترا و اپلای)
6    مهدی چراغی (لیسانس فیزیک – شاغل در شرکت داده کاوان اندیشه برتر): عکاس و سرآشپز
7    محمود رحیمی (لیسانس کامپیوتر- شاغل در شرکت پویا فن آوران کوثر)
8    مهدی صاحبی (فوق دیپلم حسابداری- شاغل در راه آهن): کمک آشپز
9    حسین مهرعلیان (لیسانس هوافضا- دانشجوی ارشد): فیلمبردار

جهت راحتی مسیر و کاهش هزینه ها، بلیت قطار به تعداد 12 نفر و از نوع درجه 2 معمولی صندلی یا صندلی کشویی با قیمت مناسبی تهیه شد. بلیت رفت: تهران سمنان (البته قطار نیشابور بود) ساعت 12:10 ظهر به قیمت 950 تومان و بلیت برگشت: ساری به تهران (محور گرگان فعلا در دست تعمیر بود) ساعت 20:25 به قیمت 1450 تومان.

 


چهارشنبه 5 خرداد
ساعت 11 ظهر در راه آهن قرار گذاشتیم. با حرکت به موقع قطار در ورامین برای نماز ظهر و عصر توقف داشتیم. ناهار را در قطار خوردیم. حسین پیشنهاد داد تا به محل دیدنی باداب سورت که در نزدیکی اروست می باشد برویم و از آنجا کوهنوردی را شروع کنیم. قرار بر این شد تا در راه اطلاعات خود را کامل کنیم و سپس تصمیم گیری نمائیم.


dsc05564

ساعت 15:45 در سمنان از قطار پیاده شدیم و مینی بوسی که آقامهدی از ترمینال جنت سمنان هماهنگ کرده بود دنبالمان اومد و راه افتادیم. این مسیر، مسیر سمنان به قائمشهر و ساری نیز می باشد.

•    ساعت 16:15 مهدیشهر (سنگ سر)
•    ساعت 16:25 شهمیرزاد (ادامه مسیر از سمت است و کمربندی) با منظره درختان انبوه گردو در سمت راست
•    ساعت 16:35 جاده ده صوفیان (شهرک صنعتی شهمیرزاد) تا دامغان 115 کیلومتر و تا ساری 165 کیلومتر مانده
•    ساعت 17 فرعی روستای سرخده (سمت چپ جاده) تا دامغان 85 کیلومتر و تا ساری 135 کیلومتر مانده
•    ساعت 17:10 تابلوی روستای رودبارک
•    ساعت 17:20 فولاد محله
•    ساعت 17:30 دو راهی دامغان و کیاسر-ساری تا دامغان 65 کیلومتر و تا ساری 108 کیلومتر و تا کیاسر 36 کیلومتر مانده
•    ساعت 17:40 تابلوی روستای اراء
•    ساعت 18 قبل از پمپ بنزین و دو راهی تلمادره (دو راهی اروست و ساری) و ادامه مسیر جاده سمت راست
•    ساعت 18:05 روستای پشرت (جاده کمی ناهموار)
•    ساعت 18:15 کوات
•    ساعت 18:25 قلعه سر سپس دو راهی اروست و مالخواست (به سمت چشمه باداب سورت)
•    ساعت 18:30 اروست


dsc05597

dsc02403
در اروست به سمت حسینیه رفتیم و در طبقه بالایی آن مستقر شدیم. قرار شد با مینی بوس ده به باداب سورت برویم.

ساعت 19 به سمت مالخواست رفتیم. اولین جاده فرعی سمت چپ را رفتیم. کمی بعد از مینی بوس پیاده شدیم و چشمه در بالای تپه و سمت راستمان بود. در راه کوه های تراشیده شده بسیار صافی بود. ابتدا آب ترشی که از زمین می جوشید دیدیم و جرعه ای با اکراه نوشیدیم. آن ور کوه، آب شور بود و پراملاح. به طوری که به صورت پلکانی رسوب کرده بود و منظره بسیار زیبایی ایجاد کرده بود. تا غروب آن جا بودیم و شب به حسینیه آمدیم. نماز خواندیم، شام خوردیم، معارفه مختصری انجام شد و خوابیدیم.

dsc05631

dsc05648


پنجشنبه 6 خرداد
صبح بعد از اذان صبح ساعت 4:10 بچه ها بیدار شدند و دیگر خوابشان نبرد. ساعت 6 از ورودی روستا ((قبل از تابلوی اروست) زدیم بیرون. بعد از روستا دو راهی سمت راست را رفتیم. ساعت 6:30 مجددا دو راهی سمت راست را رفتیم ساعت 6:30 از جاده جدا شدیم و مسیر فرعی سمت راست را رفتیم. سپس از مالرو چپی رفتیم و به چشمه کوچکی رسیدیم.

dsc05663

dsc02487
مستقیم از جاده نیمه مالرو بالا رفتیم و ساعت 8 برای صبحانه ایستادیم (البته بدون چشمه).


dsc05683

dsc05688
پس از یک ساعت استراحت راه افتادیم و 50 متر بعد به چشمه رسیدیم (گویا ملک چشمه). از اینجا به بعد، قانون 50 متر بسیار برایمان پیش آمد به نحوی که تا جای نامناسبی استراحت می کردیم 50 متر بعدش موقعیت مناسبتری پیش می آمد  که افسوس می خوردیم.

dsc05698
سمت راستمان آغلی بود. در بالای کوه ستون های سنگی و تک درخت هایی با فاصله در سمت چپمان قابل رویت بود.


dsc05701
دره سمت چپ را تا منتهی الیه کوه سمت راست می رویم و به پائین سرازیر می شویم. در کنار دو درخت بلندقامت کنار هم، جاده مالرو شروع می شود و کم کم داخل جنگل می شویم.
ساعت 10 به چشمه می رسیم.

dsc05720
در ادامه برای یافتن مسیر دچار مشکل می شویم و با سعی و خطا راه را ادامه می دهیم. کمی از سمت راست رودخانه بالا رفتیم و دوباره به پائین برگشتیم و کنار رودخانه ادامه مسیر دادیم.
ساعت 12:30 به تنگه رسیدیم. ناهار، غذای آشپزباشی (اکبر عالی مقام) را به رگ زدیم. سپس هندوانه ای را که امین در کوله اش آورده بود را با ولع خاصی نوش جان کردیم.
ساعت 15:15 راه افتادیم و 20 دقیقه بعد به مقبره شیخ علی رسیدیم.

dsc05735
در ادامه مسیر مدام از رودخانه عبور می کردیم.
ساعت19  به روستای چناربن و زارم رسیدیم و در حسینیه آنجا اتراق کردیم. بچه ها به حمام عمومی روستا رفتند و کلی صفا کردند. اکبر عالی مقام (مهدی چراغی) شام مختصر و مفیدی با سیب زمینی و تخم مرغ و عصاره سوپ و گالینابلانکا درست کرده بود.

 


جمعه 7 خرداد
پس از نماز صبح به علت خستگی بچه ها تا ساعت 8:30 به خواب رفتیم و پس از بیدار شدن و خوردن صبحانه، ساعت 10 راه افتادیم. ساعت 10:25 به سه راهی رسیدیم و جاده سمت چپ را رفتیم. نزدیکی روستای ولامده (ولادیمه) جاده آسفالته شد و نیم ساعت بعد تمام شد.
ساعت 12:15در ورودی به روستای ولادیمه کمی استراحت کردیم و بعد از راه افتادن در جاده فرعی سمت راست چشمه آبی بود (قانون 50 متر). ساعت 13 جاده مجددا آسفالت شد و ساعت 14 به پاسگاه انتظامی جاده ابچین و زیارت کلا رسیدیم. پس از بازجویی و ثبت مشخصات مان، جواز عبور گرفتیم و از جاده نکاء جدا شدیم. پس از کمی استراحت روبروی بقالی، رانی و کمپوت گیلاس خوردیم و بچه ها کلاه آفتابگیر خریدند. در ابتدای جاده فرعی سمت راست نیسانی سوار شدیم و تا دو راهی رفتیم (کلی راه بود!).
در ادامه باز به دوراهی خوردیم و دوراهی سمت چپ را رفتیم (روستای ارزک بالای جاده سمت چپمان بود).


dsc05746
ساعت 15 کنار چشمه (قبل از پل) اتراق کردیم و ناهار خوردیم. بلافاصله بعد از هر غذا بچه ها باید چایی می خوردند و به قول مهدی چراغی که می گفت: "هوا نکشه"


dsc05784
ساعت 17:15 راه افتادیم و به دوراهی واودین رسیدیم. بچه ها از شلنگ، آب خوردند. جاده فرعی به سمت چپ می رفت. ساعت 17:30 دوراهی محسن آباد بودیم. سمت راست را رفتیم و 17:45 سمت راست جاده فرعی محسن آباد را رفتیم. ساعت 18:30 از روی پل از رودخانه عبور کردیم. ساعت 19 دوراهی غریب محله بودیم. سمت چپ به چالک ده می رود. ساعت 19:15 به چشمه کنار جاده رسیدیم. ساعت 19:40 چالک ده بودیم. ساعت 20 به چند راهی رسیدیم (یکیش امامزاده شیرداری بود). ساعت 20:30 به دوراهی رسیدیم که راه اصلی به سمت شمال و عباس آباد می رفت. فرعی چپ به سمت رودبار می رفت. بچه هر کدام به نحوی از رودخانه خروشان عبور کردند (به سختی عبور کردیم) و 20:45 به مسجد رودبار رسیدیم.
دو نفر از اهالی برایمان ماست آوردند و پس از خوردن شام به همراه ماست و دوغ، پولی را درون ظرف ها گذاشتیم. (چراغی یه اسکناس 200 تومانی از جیبش درآورد و داد تا روی پولها بذاریم و گفت بذارید پول ها غیر رند شود تا فکر کنند که ماست ها را کشیده ایم و پولش را دقیق حساب کرده ایم)

 


شنبه 8 خرداد
ساعت 5 بیدار شدیم و ساعت 6 از جاده کنار روستا راه افتادیم. ساعت 8 از زیر تیر چراغ برق، جاده مالرو را رفتیم. ساعت 8:15 صبحانه خوردیم. ساعت 9:30 راه افتادیم و در هنگام عبور از جنگل، تصمیم به راه اندازی سایتی برای گروه کوهنوردی مان گرفتیم.


dsc02642
ساعت10:20 مالرو به جاده اصلی رسید. ساعت 11 به دوراهی محمدآباد رسیدیم و جاده در دست تعمیر بود. ساعت 13:30 به چشمه آب و استراحتگاه (قهوه خانه مدنظر آقا فرهاد!) رسیدیم. ناهار را املتی سفارش دادیم و خوردیم.


dsc05792
ساعت 15:45 به سمت اردوگاه شهید هاشمی نژاد بهشهر راه افتادیم. ساعت 17 به دریاچه عباس آباد رسیدیم و ساعت 17:30 وارد اردوگاه شدیم. بچه ها دوش گرفتند و شام، ماکارونی خوردیم و خوابیدیم.



یکشنبه 8 خرداد
صبح گردشی در اطراف اردوگاه کردیم و از فنس های اردوگاه بالا رفتیم و وارد جنگل شدیم. به تاپی درست شده از چوب درختان رسیدیم و بچه ها تاپ سواری کردند. در بازگشت مجددا از فنس ها پریدیم و ناهار جوجه ای به بدن زدیم. امین هم برای کار شخصی زودتر به ساری رفته بود. کوله اش را برداشتیم تا ببریم تازه فهمیدیم که چقدر سنگین بوده است (حدودا 30 کیلو). غروب با مینی بوس به سمت نکاء و ساری راه افتادیم و ساعت 20:25 سوار قطار شدیم و به سمت تهران راه افتادیم. ساعت 21:45 نماز مغرب در پل سفید خواندیم

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید